دستانم خالی است ..
تلاش برای نگه داشتن آنچه نگه داشتنی نیست
به فرو ریختنش می انجامد
همانند دانه های شن از میان انگشتان
..
11:19  | ستايش |
تلاش برای نگه داشتن آنچه نگه داشتنی نیست
به فرو ریختنش می انجامد
همانند دانه های شن از میان انگشتان
..
11:19  | ستايش |
سینه سرخی بر درخت های سن سرتین نشسته است . او برای اطمینان اندکی از من فاصله گرفته است . او خشمگین است و به من می گوید : شرم آور است که نمی توان بدون چاره اندیشی و احتیاط پیش آدمهای این زمانه نشست .
من جز این که به او حق بدهم کار دیگری نمی کنم.
" کریستین بوبن "
12:44  | ستايش |
1
مرد جذامي حاشيهي خيابان
زل زده بود به زيباترين دختر شهر.
2
بر شيشهي غبار گرفتهی ماشيني:
آه، ليلا دوستت دارم
" مصطفی مستور "
16:10  | ستايش |
گاهي خنده بيخ گلويم را مي گيرد !
آخرش هيچ كس نفهميد ناخوشي من چيست ..
همه گول خوردند ...
" هدايت "
10:5  | ستايش |